اهنگی از گوگوش 2
بیا تا برات بگم اسمون سیاه شده
دیگه هر پنجره ای به دیواری وا شده
بیا تا برات بگم گل تو گلدون خشکیده
دست سردم تا حالا دست گرمی ندیده
بیا تا مثل قدیم واسه هم قصه بگیم
گم بشیم تو رویا ها قصه از غصه بگیم
بیا تا برات بگم قصه ی بره و گرگ
که چجور اشنا شدن توی این دشت بزرگ
اخه شب بود میدونی بره گرگو نمیدید
بره از گرگ سیاه حرفای خوبی شنید
بره تنها رو گرگ به یه شهر تازه برد
بره تا رفت تو خیال گرگ پریدو اونو خرد
بره باور نمیکرد گفت شاید خواب میبینه
ولی دید جای دلش خالی مونده تو سینه
تو همون گرگ بدی که با نیرنگ و فریب به سراغم اومدی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 18:17 توسط مریم شیطونک
|
سلام اول اینکه به وبلاگ خوش اومدین دوم اینکه نظر یادتون نره سوم اینکه این سایت مخصوص دخترا و پسراست و همه چی توش پیدا میشه مرسی که به اینجا یعنی شهر دخترا و پسرا اومدی اگه میخوای تبادل کنی منو با عنوان وبم بلینک بعد بگو با چه عنوانی بلینکمت.