دلم تنگه برای گریه کردن           کجاست مادر کجاست گهواره ی من؟

همون گهواره ای که خاطرم نیست    همون امنیت حقیقی و راست

همون جایی که شاهزاده ی قصه    همیشه دختر فقیرو میخواست

همون شهری که قد خود من بود     از این دنیا ولی خیلی بزرگتر

نه ترس از سایه بود نه وحشت باد    نه من گم میشدم نه یه کبوتر

دلم تنگه برای گریه کردن              کجاست مادر کجاست گهواره ی من؟

ببین شکوفه ی دل بستگی هام    چه قدر اسون تو ذهن باد میمیره

کجاست اون دست نورانی و معجز    بگو بیاد و دستمو بگیره

کجاست مریم ناجی مریم پاک        چرا به یاد این شکسته تن نیست؟

تو رگبار هراس و بی پناهی       چرا دامنش سبزش چتر من نیست؟

دلم تنگه برای گریه کردن              کجاست مادر کجاست گهواره ی من؟